السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )
25
رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )
پس دين الهى ، امور مربوط به نشئهء ديگر را مترتب بر مرحلهء احكام و اعمال و حقيقت مربوط و منوط بدانها مىداند ، و وجود ارتباط و پيوند حقيقى ميان دو چيز موجب اتحاد آن دو در نوع وجود و سنخ آن مىگردد و اين مطلبى است كه ما در جاى خود برهانش را آوردهايم . و از آنجا كه موجودات امورى حقيقى و خارجى هستند ، پس اين پيوندها و نسبتها ، بين آنها و بين حقايقى كه در وراى اين امور اعتبارى هستند تحقق دارد نه در خود اشياء . و بدين ترتيب ثابت شد كه ظاهر اين دين باطنى دارد ، و همين بود مطلوب ما . دنباله : در شواهدى از كتاب و سنت كه بر مطلب مذكور دلالت دارند . مىگوييم : براى كسى كه به كتاب و سنت ، هر دو با هم ، مراجعه كند ، از مسلمات خواهد بود كه در آن دو معارف و اسرار و علوم خفيهاى است كه بر ما پوشيده است و جز خدا و هركس كه خدا بخواهد و بپسندد كسى آنها را نمىداند . و كتاب خدا مشحون و سرشار از اين مطالب است . و در اينباره سخن خداوند سبحان كافى است كه مىفرمايد : وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ . « 1 » ( اين زندگانى چند روزهء دنيا فسوس و بازيچهاى بيش نيست و زندگانى ، اگر مردم بدانند به حقيقت دار آخرت است . ) مقصود خداوند از اين سخن اين است كه همانا حيات حقيقى و راستين همان حيات آخرت است ، زيرا خداوند در اين آيه ، دنيا را تنها وسيلهء بازى و سرگرمى خوانده است و زندگانى را تنها در زندگانى آخرت خلاصه كرده است ، كه اين بيان خداوند يا به طريق « قصر إفراد » است يا به طريق « قصر قلب » . « 2 »
--> ( 1 ) . عنكبوت / 64 ( 2 ) . « قصر » در اصطلاح فنّ بلاغت آن است كه متكلم در كلام خود صفت يا حالتى را به كسى يا چيزى منحصر و مخصوص كند و « قصر إفراد » جايى به كار مىرود كه مخاطب بر اين اعتقاد باشد كه صفتى ميان دو يا چند نفر مشترك است و متكلم بخواهد آن صفت را فقط به يك نفر -